۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه

تخت روبا

پسرم فعلا در تخت كوچكي كه به تخت ما متصل مي شود مي‌خوابد. حسن اين تخت‌ها اين است كه ارتفاعشان تا سطح تخت مادر قابل تنظيمند و امكان دسترسي راحت به نوزاد را براي مادر فراهم مي‌كند. من هم به همين دليل اين تخت را خريدم. از طرف ديگر شب‌ها بدون بلند شدن مي‌توانم وضعيت بچه را كنترل كنم و خلاصه پسرك را زير نظر دارم.
اما امروز فهميدم اين تخت‌ها كاربرد مهم‌تري هم دارند. چند روزي است پسرم ياد گرفته به جاي گريه كردن از ابزار "آغون آغون" براي جلب توجه استفاده كند. صبح با اين صدا از خواب بيدار شدم. چشمم را كه باز كردم، يك جفت چشم درشت سياه زل زده بود به من . تا نگاهش كردم برايم خنديد (همان خنده بي‌صدا كه ده روزي هست ياد گرفته و دلبري مي كند، شديد! و بعد با حركت دستش توضيح داد كه گرسنه است). فهميدم كاربرد اصلي اين تخت اين است كه پسرم هم مي‌تواند من را زير نظر داشته باشد!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر